۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه


نکاتی درباره زندگی جن ها۱- جنيان غذا می خورند استخوان و ضايعات , غذای جنيان است و ممکن است از خوردنيها و آشامیدنيهای ديگری هم استفاده نمایند. ازدواج هم دارند و به صورت خانوادگی زندگی می کنند و جا و مکان برایشان مطرح نيست نر و ماده دارند , جفت گيری می کنند و مدت بارداری کمتر از انسان دارند و معمولا از هر شکم بیشتر از يک بچه متولد نمی شود - وضع حمل آن ها آسانتر از بشر است رشد بچه سريعتر و بلوغ هم دارند و ولدشان مثل انسان زياد نيست طول عمرشان بيشتر ز آدمی است مرگ دارند , جسمشان فنا می شود و احتياج به قبرستان ندارند.۳- سرما و گرما و درد ندارند اما لذت و خوشی و ناخوشی دارند , الفت خانوادگی و خارجی با هم دارند , کار و شغل ندارند۴- اکثر حيوانات و جانوران آنها را می بینند و برايشان عادی است از اين رو به آنها حمله نمی کنند و می توانند خود را به صورت انسان و غير انسان در آورند آنها پديده های بسيار لطيفی هستند و توان انبساط و انقباض خويش را دارند و در حالت عادی در حال انبساطند لذا ديده نمی شوند ولی اگر منقبض شوند می توان آنها را ديد از آنها می شود عکس گرفت به شرطی که به اين کار راضی باشند۵- جنيان می توانند از در و پنجره بسته عبور کنند هرجا که هوا بتواند عبور کند جن ها هم می توانند عبور کنند آنها مثل امواج راديو می توانند از شکاف درهای بسته و از هر منفذی بگذرند۶- به علت نداشتن عنصر خاکی قوه طی الارض دارند و در آن واحد می توانند از يک طرف زمين به طرف ديگر بروند چون هميشه با ما در ارتباط و تماس هستند به همه زبانهای ما آشنايی دارند معايبی دارند بدتر از بشر ولی معايبی که انسان دارد آنها ندارند روزی که خداوند انسان را خلق کرد فاصله ای بين جنيان و بشر قرار داد که جنيان بدون اذن خدا اجازه نزدیک شدن و آسيب رساندن به آدميان را ندارند و اصولا اعمال زشت انسان سبب صدمه به خود آنها می شود و جنيان از طرف خداوند اجازه و اذن اذيت کردن می يابند۷- هوششان بسیار زياد است و می توانند افکار را بخوانند ولی آينده و گذشته انسان را نمی دانند و قوه خلاقه ندارند و هر چه ذاتی و همان است که در خلقتشان گذاشته شده است . تا به حال چيزی اختراع نکرده اند
انواع1- پري: اين نام يك لغت پهلوي و به معناي موجودي ماورايي است كه به شكل زني بسيار زيبا نمايان مي‌شود . در اين گونه كه امكان ازدواج با انسان نيز مطرح شده است ، از ديرباز در ادبيات ما نقش مهمي داشته است . اكثر اين موجودات شبيه به زنان زيبا رو و فوق العاده جذاب ظاهر مي‌شوند .2- ديو : اين عنوان به تيره‌اي تنومند ، بدچهر و بدكار اجنه اطلاق مي‌شود در تاوير باستاني نيز مي‌توان نقشي از ديوان يافت3- زار : در جنوب ايران معتقدند كه اين تيره از جن در بادهاي وزان صحرا وجود دارند و موجوداتي بسيار خبيث و ناپاكند و اگر كسي آنها را حتي ناخواسته مورد آزار و اذيت قرار بدهد ، روح و روان وي توسط ايشان تسخير شده و ديوانه مي‌گردد . براي درمان اين جن زدگي از يك جن گير ياري مي‌گيرند و با پرپايي رقص و آوازي ويژه ، زار را به خروج از جسم بيمار ترغيب مي‌كنند و در صورت شكست در درمان ، بيمار را در بيابان رها مي‌كنند تا او به شكلي با زار كنار بیابد4-آل : زني بد هيبت و خبيث ات كه زنان تازه‌زا و باردار را مورد آزار و اذيت قرار مي‌دهد و نوزاد او را مي‌ربايد . اين مورد علاوه بر آن كه مي‌تواند توجيهي خرافي براي مرگ و مير زايمان باشد ، ممكن است به ربودن نوزاد آدمي توسط اجنه نيز اشاره داشته باشد 5- بختك : گفته مي‌شود كه اين تيره‌ي جن هنگام بيدار شدن از خواب و وقتي كه فرد نيمه هوشيار است ، بر روي او افتاده و توان هر گونه حركتي ، حتي فرياد زدن را از او مي‌گيرد . شايد اين مورد ، ارتباطي با توانايي اجنه در مصادره‌ي انرژي دروني انساني داشته باشد 6- همزاد: اعتقاد بر آن است كه همزمان با تولد هر انسان ، در دنياي اجنه نيز جني متولد مي‌شود كه سرنوشت اين دو ، به نوعي با هم ارتباط مي‌يابند ، گفته مي‌شود كه اين همزاد به اشكال مختلف سعي مي‌كند كه در كنار جفت خود بماند و در اين راه حتي از اين كه به صورت حيوان خانگي مانند سگ ، گربه ، كبوتر و ... دربيايد نيز پروا ندارد ، بارها ديده شده است كه با تولد نوزادي ، يك كبوتر يا حتي مار كوچك بي مقدمه وارد خانه شده است و با آزردن يا راندن آن از خانه وضع كودك نيز ناخوش و دگرگون شده است7- گورزاد : اين تيره ، انسان گونه‌ها كوچك و ريز هستند كه در درون زمين خانه دارند و عليرغم جثه كوچكي كه دارند قيافه‌اي شبيه ما دارند ، كه به آنها آدم كوچولو نيز مي‌گويند . هر از گاهي گزارشهايي گزارشي از مشاهده آنها از گوشه و كنار مي‌رسد . چنانكه در سال 1382 در پي عمليات حفاري در كرج (شهرستان تابع تهران ـ موسسه رازي حصارك كرج) بيل مكانيكي ناخواسته كاشانه‌ي آدم كوچولوها را در اعماق زمين در هم كوبيد و آدم كوچولوها از ترس به هر سو روان شدند . چنين اتفاقاتي در در ديگير كشورها نيز مشاهده شده است اما هر بار از سوي مسولين تكذيب شده است . در دسامبر 1920 مجله استراند گزارشي منتشر كرد كه ديگر قابل تكذيب نبود چرا كه اين دفعه از آدم كوچولوها عكس گرفته شده بود . وقتي اين عكسهاي باورنكردني چاپ شد بسياري آن را ساختگي دانستند ولي نويسنده نامدار انگليسي (دويل) نگاتيو اين عكسها را به برجسته ترين كارشناسانان عكاسي تحويل داد و ايشان اعلام كردند كه هيچ گونه دستكاري بر روي نگاتيوها انجام نگرفته است . جالب اينجاست كه اين آدم كوچولو ها در حال حركت بودند ، دو دختر جواني كه اين عكس را گرفته‌اند گفته‌اند كه اين آدم كوچولوها در شيار تخته سنگها سكونت داشتند ، بررسي‌ها نتوانست حقيقت اين عكسها را خدشه دار كند
چقدر دلم ميخواست عزت نفس بيشتري داشتيم ،چقدر دلم ميخواست با طعم قناعت شيريني بي نيازي را مي چشيديم،چقدر دلم ميخواست...

۱۳۸۹ آبان ۹, یکشنبه

حكايتي از قابوسنامه:
مردي به سحرگاه از خانه بيرون رفت تا به گرمابه رود، به راه اندر دوستي از آن خويش را ديد. گفت: موافقت كني تا به گرمابه شويم؟ گفت: تا در گرمابه با تو همراهي كنم لكن اندر گرمابه نتوانم آمدن كه شغلي دارم، و تا نزديك گرمابه بيامد، به سر دوراهي رسيد، بي آنكه اين مرد را خبر دهد بازگشت و به راه ديگر برفت.
اتفاق را طراري از پس اين مرد مي رفت به طرّاري خويش. اين مرد بازنگريد، طرار را ديد و هنوز تاريك بود پنداشت كه آن دوست وي است. صد دينار در آستين داشت بر دستارچه بسته، از آستين بيرون كرد و بدين طرار داد و گفت: اي برادر امانت است بتو، چون من از گرمابه بيرون آيم به من بازدهي. طرار زر از وي بستد و آنجا مقام كرد تا وي از گرمايه بيرون آمد، روز روشن شده بود، جامه بپوشيد و راست همي رفت، طرار وي را بازخواند و گفت اي جوانمرد؛ زر خويش بازستان، و پس برو كه امروز از شغل خويش فروماندم ازين نگاهدشتن امانت تو، مرد گفت: اين زر چيست و توچه مردي؟ گفت من مردي طرارم، تو اين زر به من دادي. گفت: اگر تو طراري چرا زر من نبردي؟ طرار گفت: اگر به صناعت خويش بردمي، اگر هزار دينار بودي از تو يك جو نه انديشيدمي، و نه باز دادمي، و لكن تو به زنهار (امانت) به من دادي، زينهار دار نبايد كه زينهار خوار باشد كه امانت بردن جوانمردي نيست.

۱۳۸۹ آبان ۴, سه‌شنبه

حالی که پخش سری جدید برنامه «دو قدم مانده به صبح» اخبراً از شبکه چهار سیما آغاز شده است؛ در اولین حضور دکتر ولابتی اندیشمند و محقق تاریخ اسلام و ایران و وزیر امور خارجه سابق کشورمان در این برنامه، حضور یک سوسک حاشیه ساز این برنامه تلویزیونی شد.در آغاز بخش دوم مطالب دکتر ولایتی پیرامون تاریخ تمدن ایران و اسلام، در حالیکه دکتر پور حسین مجری برنامه سؤالی را مطرح می کرد، دکتر ولایتی مشغول تکاندن دست راست خود بود. این حرکت برای بینندگان تلویزیونی بسیار مایه تعجب بود که در همین هنگام از روی کت دکتر ولایتی، یک سوسک به پایین کف استودیو پرید. دکتر ولایتی با خونسردی به ورود میهمان ناخوانده واکنش نشان داد اما دکتر پورحسین با لبخندی ملیح آن را از دردسرهای داخل استودیو توصیف کرد.این برنامه تلویزیونی که نه تنها در ایران بلکه در کشورهای؛ تاجیکستان، افغانستان، پاکستا، هندوستان و کشوررهای عرب منطقه همچنین ترکیه و آذربایجان نیز مخاطب دارد، دیشب شاهد صحنه حضور این سوسک مزاحم در زمان بیان تاریخ تمدن ایران و اسلام از زبان دکتر ولایتی بود.حضور دکتر ولایتی قبلاً نیز در این برنامه خبر ساز شده بود از جمله؛ بیان نکات مثبت پادشاهان باستانی بویژه تمدن ایرانی در آن دوران. همچنین انتقاد از وضعیت آموزشی کشور در خصوص اهمیت ندادن به تاریخ و ادبیات سترگ ایران و مفاهیم آن در بین دانش آموزان ایرانی دیگر حضور حاشیه ساز دکتر ولایتی در برنامه دوقدم مانده به صبح بوده است.
"سوسک روی کت ولایتی حاشیه ساز شد!"

۱۳۸۹ آبان ۳, دوشنبه

اي پرستوي مهاجر باز هم پرواز كن*

هجرتي ديگر بسوي لانه ات آغاز كن*

اي كه در غربت هزاران رنگ را پر ميزني*

سبز را با آبي روياي خود همراز كن*

جا داره از دوست خوبم وهاب عزيز تشكر كنم كه هر از گاهي يادي از ما كرد...


شايد ديگه ادامه ندم ،البته ميدونم كه وبلاگم همچين جذاب نيست ،ولي خوب اون معدود افرادي هم كه ازشون انتظار ميرفت حداقل واسه دلخوشكنك سري به ما بزنن...بگذريم به قول شاعر:

نشاط انگيز و ماتم زائي اي عشق*

عجب رسواگر و رسوائي ايعشق*

چو باشي غم به دلها همنشين است*

به حسرت ميكني دمسازم اي عشق*

دلم يه آسمون ابري و گرفته ميخواد،از اون ابر هاي پشته اي...!

۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

هیچ فکر کردین که اگر زنده یاد آقا فریدون خان مشیریمیخواست اون شعر معروف و محبوب "کوچه" رو امروزه بگه،چطوری می سرود؟
آخه امروز دیگه همه چی کامپیوتری شده و فکر کنم این مضمون بیشتر به دوره و زمونه ی فعلی میاد ...
بی تو Online شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم، دنبال ID ی تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم
شدم آن User دیوانه که بودم
وسط صفحه Room ،Desktop یاد تو درخشید
Ding صد پنجره پیچیدشکلکی زرد بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتیم
Room گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم
تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به یک Talk بد آهنگ
Windows و Hard و
Mother Boardآریا دست برآورده به
Keyboardتو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت
من بدنبال معنای کلامت
یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این Room نظر کنChat
آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است
باش فردا که PM ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این Log Out ،Room کن
باز گفتم حذر از சட
ندانم
ترک சட
کردن هرگز نتوانم نتوانم
روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم
تو Delet کردی ولی من نرمیدم نه گسستم
باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم
تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی. نرمیدم. نگسستم
Room ی از پایه فرو ریخت
Hacker ی Ignore تلخی زد و بگریخت
Hard بر مهر تو خندید
PC از عشق تو هنگید
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم
نکنی دگر از آن Room گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن ரூம்
گذشتم