بی باور شدیم شاید
که نه کوه را میبینیم و نه جاده را...
بی باور شدیم شاید
که نه باران خیسمان می کند و نه اشک
بی باور شدیم شاید
که در مانده ایم در زندگی و عاجز در مرگ
آه...
ای احتمال بعد از یقین
از کجای سرزمین تردید امدی
که ایمانمان را اینچنین به تاراج بردی؟
که واژه هایمان تعاریف انگار و شایدند ؟
انگار
بی باور شدیم
شاید...؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر