۱۳۸۹ مرداد ۲, شنبه

تصوير خويش

خيلي مشكل است كه در برابر تصوير خويش بي اعتنا بمانيم ، وقتي خوب خوب به اطراف بنگريم و به ديگراني كه با ما زندگي مي كنند شايد اگر به خود آمده باشيم تصوير خويش را ببينيم و آنگاه اگر با خود حداقل با خود صادق باشيم غالباً شرمنده روي خويش خواهيم بود.در واقع انسان هيچ چيزي جز تصويرش نيست ، تصويري كه از خود به جاي مي گذارد حتي پس از بودنش لا اقل براي كساني كه با و مي زيستند ماندني است.تا وقتي كه ما در ميان آدميان هستيم همان خواهيم بود كه آنان در تصور خود دارند.سوالي كه من دارم اين است كه آيا ما هميشه براي تصوير خويش در ذهن و خيال يار محبوبمان گرفتار دلهره نيستيم؟
مي توان در پس تصوير خويش پنهان شد ، مي توان هميشه پشت تصوير خويش ناپديد شد براي هميشه !
ليكن در اين صورت بايد بدانيم و آگاه باشيم كه اين رويه را ديگران نيز مي توانند در قبال ما در پيش گيرند پس بهتر آن است بپسنديم براي خود آنچه را براي ديگران نيز مي پسنديم.
به اعتقاد من آنچه آدمي را به خوبي و بدي ، به ظلم و دفاع از مظلوم ، به درستي و نادرستي وا مي دارد و بر مي انگيزد ، عقل نيست ، بلكه روحي است كه بيش از اندازه كوچك يا بزرگ شده است.
اين پست را تقديم ميكنم به احسانه عزيزم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر