گياه تلخ افسوني!
شوكران بنفش خورشيد را
در جام سپيد بيابانها لحظه لحظه نوشيدم
و در آينه نفس كشنده سراب
تصوير ترا در هر گام زنده تر يافتم
در چشمانم چه تابش ها كه نريخت
و در رگ هايم چه عطش ها كه نشكفت!
آمدم تا ترا بويم،
و تو زهر دوزخي ات را با نفسم آميختي
به پاس اين همه راهي كه آمدم...
سهراب سپهري
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر