۱۳۸۹ مرداد ۱۷, یکشنبه

گلاب ديگر

ابروي تو آفتاب ديگر/در لعل لب تو آب ديگر
هرچشم كه بنگرم بخواب است/درچشم تو ليك خواب ديگر
از گل زايد گلاب اما/خوي برزخ تو گلاب ديگر
بر زلف دهند گلرخان تاب/گيسوي توراست تاب ديگر
كردي به عتابي روان شاد/قربان شومت عتاب ديگر
دلجوئي خستگان ثواب است/زين خسته روان ثواب ديگر
مستم نكند شراب انگور/من بيخودم از شراب ديگر
سخت است عذاب دوزخ اما/هجر رخ تو عذاب ديگر
ميگفت خوش اين سخن ذكائي/ابروي تو آفتاب ديگر
"ذكائي بيضائي"
اين پست را تقديم ميكنم به همسر عزيزم احسانه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر