«خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود به هر طرف که بخوانندش بی خبر نرود»
افلاطون دانشمند و فلسفهدان یونانی میگوید: وقتی شما مدل و سبک موسیقی جامعهای را تغییر دهید، این تغییر باعث دگرگونی در روحیه افراد آن جامعه خواهد شد. موسیقی تند میتواند رابطه مستقیمی با روحیه خشن، عصبی، هیجانزدگی، شوک و تبعات منفی داشته باشد و برعکس؛ موسیقی آرام و هارمونیک میتواند رابطه مستقیمی با آرامش، صلح و محبت و تبعات مثبت داشته باشد.
در اصل موسیقی باعث شوق در انسان به سمت چیزی میشود، حتی قبل از این که ما تصمیم بگیریم که کاری را انجام بدهیم، این شوق میتواند در ما به واسطه موسیقی ایجاد شده باشد، حال به سمت مثبت یا به سمت منفی.
«شیطان یا شبکه منفی» نیز از این ابزار قوی یعنی موسیقی، تا حد امکان استفاده کرده و خواهد کرد. در پس این اصوات، میتواند پیامهایی برای ذهن ناخودآگاه ما، وجود داشته باشد که پیامهایی را در جهت خلاف جهت وحدت و کمال به ناخودآگاهی میرساند و افراد را بطور ناخواسته تشویق به قطب مخالف (یعنی شبکه منفی) میکند. اینگونه موسیقیها بعضاً ساخته و پرداخته افرادی مسلط به علم موسیقی و آهنگسازی بوده و البته در سطحی بالاتر نیازی به آهنگسازی و آهنگساز حرفهای نیست و اتصالات شبکه منفی (به صورت شعور منفی) بر روی موسیقی سوار میشود.
بعضی از فاکتورهایی که به واسطه این نوع موسیقیها تبلیغ میشوند، عبارتند از:
تشویق به سمت استفاده از مواد مخدر، علیالخصوص مواد مخدری که تاثیرات آنی و جبران ناپذیری دارند، از جمله: شیشه، کریستال، هرویین، اکس(اکستازی) و غیره،
ترغیب به سمت فحشا، سکس، تجاوز و...
در سطحی دیگر تبلیغاتی در خصوص شیطان پرستی وجود دارد، تبلیغاتی که ترغیب کننده و تشویق کننده افراد برای: زیر پا گذاشتن قوانین، نادیده گرفتن حقوق دیگران و در یک کلام هر کاری را که برای استفاده و سود شخصی بتوان انجام داد (قانون خود) میباشد. حتی در مواردی افراد حتی برای خود نیز قانونی ندارند، یعنی «کثرت»
«لازم به ذکر است این سبکها و موسیقیها، تنها محدود به سبکها و موسیقیهای غربی نمیباشد؛ و در این زمینه موسیقیها و سبکهای ایرانی نیز مشغول به فعالیت هستند.»
همانگونه که در فوق گفته شد، شبکه منفی به واسطه موسیقی؛ برنامههای ذهنی مختلفی را در ذهن افراد برنامهریزی کرده و میکند.
در زمانی که ما با موسیقی میرقصیم، به اصطلاح دیگر با موسیقی ارتباط برقرار میکنیم، تاثیرگذاری آن نوا و آهنگ بر ذهن و جان ما چندین برابر میشود،
از آن زمان به بعد، هر کجا که همان موسیقیها را گوش کنند، دقیقاً به همان شکل میرقصند و به صورت ناخودآگاه حرکات خاصی را انجام میدهند، به عبارتی شبکه منفی افراد را برنامهریزی میکنند. «خودکشیهای دسته جمعی بعد از شنیدن این گونه موسیقیها در بعضی از جوامع، دیگر امری جدید به حساب نمیآید.»
افلاطون دانشمند و فلسفهدان یونانی میگوید: وقتی شما مدل و سبک موسیقی جامعهای را تغییر دهید، این تغییر باعث دگرگونی در روحیه افراد آن جامعه خواهد شد. موسیقی تند میتواند رابطه مستقیمی با روحیه خشن، عصبی، هیجانزدگی، شوک و تبعات منفی داشته باشد و برعکس؛ موسیقی آرام و هارمونیک میتواند رابطه مستقیمی با آرامش، صلح و محبت و تبعات مثبت داشته باشد.
در اصل موسیقی باعث شوق در انسان به سمت چیزی میشود، حتی قبل از این که ما تصمیم بگیریم که کاری را انجام بدهیم، این شوق میتواند در ما به واسطه موسیقی ایجاد شده باشد، حال به سمت مثبت یا به سمت منفی.
«شیطان یا شبکه منفی» نیز از این ابزار قوی یعنی موسیقی، تا حد امکان استفاده کرده و خواهد کرد. در پس این اصوات، میتواند پیامهایی برای ذهن ناخودآگاه ما، وجود داشته باشد که پیامهایی را در جهت خلاف جهت وحدت و کمال به ناخودآگاهی میرساند و افراد را بطور ناخواسته تشویق به قطب مخالف (یعنی شبکه منفی) میکند. اینگونه موسیقیها بعضاً ساخته و پرداخته افرادی مسلط به علم موسیقی و آهنگسازی بوده و البته در سطحی بالاتر نیازی به آهنگسازی و آهنگساز حرفهای نیست و اتصالات شبکه منفی (به صورت شعور منفی) بر روی موسیقی سوار میشود.
بعضی از فاکتورهایی که به واسطه این نوع موسیقیها تبلیغ میشوند، عبارتند از:
تشویق به سمت استفاده از مواد مخدر، علیالخصوص مواد مخدری که تاثیرات آنی و جبران ناپذیری دارند، از جمله: شیشه، کریستال، هرویین، اکس(اکستازی) و غیره،
ترغیب به سمت فحشا، سکس، تجاوز و...
در سطحی دیگر تبلیغاتی در خصوص شیطان پرستی وجود دارد، تبلیغاتی که ترغیب کننده و تشویق کننده افراد برای: زیر پا گذاشتن قوانین، نادیده گرفتن حقوق دیگران و در یک کلام هر کاری را که برای استفاده و سود شخصی بتوان انجام داد (قانون خود) میباشد. حتی در مواردی افراد حتی برای خود نیز قانونی ندارند، یعنی «کثرت»
«لازم به ذکر است این سبکها و موسیقیها، تنها محدود به سبکها و موسیقیهای غربی نمیباشد؛ و در این زمینه موسیقیها و سبکهای ایرانی نیز مشغول به فعالیت هستند.»
همانگونه که در فوق گفته شد، شبکه منفی به واسطه موسیقی؛ برنامههای ذهنی مختلفی را در ذهن افراد برنامهریزی کرده و میکند.
در زمانی که ما با موسیقی میرقصیم، به اصطلاح دیگر با موسیقی ارتباط برقرار میکنیم، تاثیرگذاری آن نوا و آهنگ بر ذهن و جان ما چندین برابر میشود،
از آن زمان به بعد، هر کجا که همان موسیقیها را گوش کنند، دقیقاً به همان شکل میرقصند و به صورت ناخودآگاه حرکات خاصی را انجام میدهند، به عبارتی شبکه منفی افراد را برنامهریزی میکنند. «خودکشیهای دسته جمعی بعد از شنیدن این گونه موسیقیها در بعضی از جوامع، دیگر امری جدید به حساب نمیآید.»
برگرفته از آموز ه هاي شبكه شعور كيهاني
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر